وطن یعنی سه سرباز

✅ سه سرباز (سرجوخه مصیب ملک‌محمدی، سرباز وظیفه عبدالله شهریاری و سرباز وظیفه سیدمحمد رایی هاشمی) در سوم شهریور 1320 که قوای روسیه قصد تجاوز به خاک ایران و اشغال کشور در جریان جنگ جهانی دوم را داشتند، به مدت 48 ساعت در کنار پل مرزی جلفا در مقابل لشکر 47 شوروی مقاومت کردند و به شهادت رسیدند.

✅ دستور تخلیه پادگان در مقابل ارتش شوروی که از تهران رسید، سرجوخه به سربازانش گفت: هر کسی می‌خواهد، برگردد. من اینجا می‌مانم. می‌خواهم از کشور مقابل اجنبی‌ها دفاع کنم. ملک‌محمدی همراه با سرباز عبدالله شهریاری، سیدمحمد رایی هاشمی و سرباز دیگری ماندند و ارتش شوروی را 48 ساعت از ورود به خاک ایران بازداشتند.

✅ نوشته‌اند «سرلشکر نوویکف … وقتی فهمید ۴۸ ساعت تنها با ۳ سرباز جنگیده، به نشانه احترام یکی از درجه‌هایش را از روی دوشش باز کرد و روی سینه سرجوخه محمدی گذاشت و از چوپانی خواست ۳ سرباز شجاع را به شیوه مسلمانان کنار پل آهنی دفن کند. تدفین این ۳ سرباز به‌ خاطر وطن‌پرستی‌شان با تشریفات نظامی از سوی لشکر ۴۷ ارتش دشمن صورت گرفت.»

✅ یادمان و قبر این مرزبانان در اسفند 1389 در نقطه صفر مرزی با جمهوری آذربایجان بازسازی و رونمایی شده است. گویی روح‌شان از ورای این یادمان و مجسمه‌ها، مثل بقیه شهدای میهن، مثل همه آن‌ها که تا به امروز، با چنگ و دندان، با خون و جان، وطن را نگهداری کرده‌اند، به ایران می‌نگرند به گربه‌ای روی نقشه که نمی‌خواستند طعمه هیچ گرگی شود.

✅ حاج محمد علی شهریاری پسر بازمانده سرباز شهریاری می‌گوید: «پیش از مرگش ۲ بار خانه آمد و قبل از این که از او بی‌خبر بمانیم، نامه‌ای برایمان فرستاد که چند ماهی است حقوق نداده‌اند و چند تا از گوسفندها را بفروشیم و برایش پول بفرستیم. مادرم وصیت کرده بود وقتی مرد، توی قبر نامه پدرم را هم روی پیشانی‌اش بگذارند ولی متأسفانه یکی دو سال قبل از فوتش نامه گم شد.»

✅ اگر برای میهن بجنگی – فرق نمی‌کند با اسلحه وسط میدان جنگ، با خلاقیت برای پیشرفت، با قلم برای اصلاح یا با درست کار کردن – بالاخره شصت سال هم که بگذرد، کسانی پیدا می‌شوند مجسمه‌ات را می‌سازند و یادت را گرامی می‌دارند و الهام‌بخش تاریخ می‌شود. هیچ چیز از جنس سلامت، صداقت و رشادت گویی در این جهان گم نمی‌شود.

✅ اگر برای میهن استوار بایستی، دشمن هم در نهایت به تو احترام خواهد گذاشت، منوط به این‌که آن‌چه انجام می‌دهی بهترین کار ممکن باشد که از دستت برمی‌آید. مهم این است کار درست را انجام دهی نه آن‌چه به نفع توست یا تو دوست داری. کسانی پیدا می‌شوند که به تو بی‌مهری می‌کنند، عین کسانی که چند ماه حقوق سرباز شهریاری را نپرداخته بودند، اما شهریاری بین میهن و آن‌ها که باعث و بانی نپرداختن حقوق‌اش بودند تفاوت قائل شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *